تبليغاتX
دل نوشته هاي 2 عاشق

دل نوشته هاي 2 عاشق

دلم برات تنگ شده

دلم برات خیلی تنگ شده , بیشتر از همیشه!
+ نوشته شده در  جمعه ششم خرداد 1390ساعت 21:17  توسط  احمدرضاو امینه  | 

خواستگاری

با اینکه دیروز امینه دلم شکست اما دوباره امروز مامانم زنگ برای خواستگاری با مامانش صحبت کرد ولی مامانش گفت خواهر دیگش هنوز عروس نشوده امینه عروس نمیکنن و همینجا بود که فهمیدم امینه در باره ازدواج دروغ گفته بود کلی خوشحال شدم :D

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390ساعت 17:24  توسط  احمدرضاو امینه  | 

امروز دیدمش!

امروز بعد از چند ماه امینه دیدم همش نیم ساعت بود اما برای من همینم بس بود , این روزا دیدنش برام 2 دقیقه هم کلی وقته اما امروز که دیدمش هرکار کردم برگرده برنگشت و تو چشمام نگاه کرد بهم گفت دوستم نداره یکی دیگرو دوست داره میخواد با اون ازدواج کنه اما چشماش پر اشک بود مثل من , بغض کرده بودم نمیتونستم حرفمو بزنم و اون بازم از برنگشتن و از دوست نداشتن من گفت اما بازم نگاش کردم گفتم هر کارم کنی بازم عاشقتم!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390ساعت 2:40  توسط  احمدرضاو امینه  | 

4ماه گذشت !

الان 4 ماه میشه که ما از هم جداییم و من هر کار برای برگشتنت کردم ولی تو بر نگشتی نمیدونمم چرا داری اینجوری میکنی ولی میدونم یک روزی بر میگردی . دلم ازت خیلی شکسته فکر نمیکردم یک روزی انقدر منو تنها بزاری .
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390ساعت 2:57  توسط  احمدرضاو امینه  | 

3 ماه

الان نزدیک 3 ماه هست که از پیشم رفتی ولی هر روز به تو فکر میکنم هر روزم با تو شروع میشه هر روزم با فکر تو تموم میشه , شاید واقعا عشق افسانه ای هست شاید واقعا کسی که عاشق هست باید تنها بمونه

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1390ساعت 17:21  توسط  احمدرضاو امینه  | 

نیست

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست
بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست
گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن...
گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست
...پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف
تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست
گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت
جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست
رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت
بگذار بسوزد دل من مساله ای نیست
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم فروردین 1390ساعت 4:21  توسط  احمدرضاو امینه  | 

برنگشت

همش دروغ بود برنگشت باز هم بهانه....
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 21:45  توسط  احمدرضاو امینه  | 

برگشت

دیروز امینه بهم قول داده برگرده پیشم البته گفته باید فکر کنم خوب دخترا ناز دارن دیگه

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم فروردین 1390ساعت 1:23  توسط  احمدرضاو امینه  | 

عشق

حتی اگه عشقتون داشت ازدواجم میکرد نا امید نشید , وقتی عاشق واقعی باشی به عشقت میرسی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389ساعت 13:58  توسط  احمدرضاو امینه  | 

آخرین حرف

امشب که دارم اینو مینوستم آخرین نوشته این وبلاگ هست

امشب امینه بهم گفت داره ازدواج میکنه نمیدونم چی باید بگم چکار باید بکنم اما بدجور داغونم

امیدوارم خوشبخت بشه

خداحافظ

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اسفند 1389ساعت 21:34  توسط  احمدرضاو امینه  |